سيف بن محمد سيفى هروى

133

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

روز به طرف هرات حركت فرمود . [ 570 ] 102 . آسايش و فراغت خاطر خلق هرات چون شهور سنه سبع و سبعمايه ( 710 ) درآمد ، در اين سال خلق هرات به واسطهء عدل شامل ملك غياث الدين از نوايب حدثان روزگار امان تمام يافتند و از امراء توران و ايران زحمتى بديشان لاحق نشد . 103 . بد گفتن امرا از ملك در پيش اولجايتو چون شهور سنه عشر و سبعمايه ( 710 ) درآمد ، در اين سال امراء خراسان ، چون امير يساول و توكال و صواحب چون علاء الدين و جلال الدين محمد شاه به هرات آمدند . ملك غياث الدين مبالغى مال و بسيارى از تحف و غرايب قيمتى بديشان داد و در رضاجويى و پاس خاطر هريك اجتهاد نمود . امرا و صواحب و حكّام و جماهير ممالك خراسان بر او آفرين خواندند ؛ [ 571 ] الّا خواجه علاء الدين هندو كه ظاهرا خويشتن را به ملك محبّ و هواخواه مىنمود و باطنا حسد مىبرد . چون امرا و صواحب و كبراى خراسان از هرات برفتند ، محمد دلداى و بوجاى و خواجه علاء الدين هندو ، به مشورت يكديگر به حضرت اولجايتو سلطان عرضه داشتى نوشتند كه [ 572 ] ملك غياث الدين انديشهء آن دارد كه با پادشاه تخلّف كند و چون برادر خود ملك فخر الدين فتنه انگيزد . تا به هرات آمده ، شباروز در كار عمارت قلاع و حصون و مرمّت خرابى دروب و بروج شهر است و سلاح مىسازد و مرد جنگى جمع مىكند و ذخيره مىنهد . از اين‌گونه دروغ چند مزيّن [ 573 ] به سخنهاى راست مانند باز نمودند و خواجه علاء الدين هندو على حدّه تذكره نوشت و به اضعاف آنچه محمد دلداى و بوجاى عرضه داشته بودند ، عرضه داشت . [ 578 ] اولجايتو سلطان [ 579 ] از مقربان درگاه خود اوتك نامى را مأمور گردانيد كه به هرات رو و توقف و درنگ را مجال مده و به مدارا و وعده‌هاء خوب ملك غياث الدين را به درگاه ما حاضر گردان . 104 . رفتن ملك غياث الدين به عراق كرت دوم چون شهور سنه احدى عشر و سبعمايه [ 711 ] درآمد ، در اين سال امير اوتك نام حكم يرليغ